دوست دارم

تقدیم به همسرعزیزم شیوا

 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳
 
برای تجربه عشق
دنبال کسی باش که
تو را با تمام نداشته هایت بخواهد
.
.
.
نه داشته هایت.....!

 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳
 

پسر: بزرگترین آرزوتـــــ چیه؟
.
دختر: اینکه عشقمـــو زیر بارون بغل کنمـــــ
تو چــی؟
پسر: اینکه کســـی که زیر بارون بغلش میکنـــی
.
.
.
.
من باشمـــ !




 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳
 

خدایا
به فکرمان....منطق
به قلبمان.....آرامش
به روحمان .....پاکی
به وجودمان.... آزادی
به دست هایمان ....قدرت
به چشم هایمان.....زلالی
به زندگی مان ....عشق
به دوستی مان...... تعهد
و به تعهدمان......صداقت
عطا کن!


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳
 

امروزازتمومه روزایه قبل زیباترشده بودی

خیلی دوست دارم فرشته زیبای من


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳
 

بعضی وقتا به مادرت که همیشه پیشته ومیبینتد حسودی می کنم به نزدیکانت که  هوائی  رو نفس میکشن که بویه تن تو توش پیچیده حسودی میکنم اونوقته که می خوام باقیه عمرموبدم چندلحظه جایه اوناباشم

دست خودم نیست توروفقط برایه خودم میخوام وعاشق وجودتم


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٥:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳
 

دعایم گرچه گیرا نیست
دعایت میکنم امشب
نمیدانم چه میخواهی
از او خواهم برای تو
هرآنچه در دلت خواهی

 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳
 

وقتی داشتی ازم دورمیشدی ، بغضم داشت خفم میکرد .

یه حس غریبی داشتم انگارآسمون سنگینیشو انداخته بود روم

انگار دنیام داشت ذره ذره آب میشد

درد بدی توسینم نشست تو رفتی وبازم علیرضات تنها برگشت

دوست نداشتم برم خونه حوصله هیچکس و هیچ چیزی ونداشتم

الانم کلی حرف دارم واسه نوشتن ولی مثل همیشه کتابخونه درونم و بایه

نوشته جدید پر میکنم منتظرم تا واسه همیشه پیشت باشم شاید بتونم ورقایه

دلمو واست دونه دونه بخونم...

     ****

لحظه های کنارتوبودن خیلی سریع تموم میشه

ولی لحظه های انتظار دیدنت دیوونم میکنه

تموم زندگیم شده با تو

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳
 

دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن!

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری!

دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می داری!

دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق!

 

دوستت دارم همچو تکه ابرهای سفیدی که در اوج آسمان آبی در حال عبورند!

دوستت دارم چون تو رو میخواهم و تو نیز مرامیخواهی!

دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!

دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می کنی.



 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳
 

عشق در لحظه ای پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان ، این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

دوست داشتن با یک سلام شروع می شود و عشق با یک نگاه، دوست داشتن با یک دروغ از بین می رود و عشق با مرگ.

 

از عشق هرچه بیشتر می شنویم سیرابتر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر.

 


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳
 

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می‌کنم



 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳
 

لحظه های سکوتـم ؛ پرهیاهو ترین دقـایـق زندگیـم هستند ...

مـملو از آنـچه میخواهم بگویـم و نمـیگویـم .


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳
 

دلم دریا میخواهد دریایی آرام با کمرنگی آبی

که صدای موج هایش آرامش یاد تو را میدهد


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳
 

خداوندا..

خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم...

بارانی بفرست ، ...

چتر گناه را دور انداخته ام . .

در این شب که همه بیدار می مانند،کمکم کن تا بیدارشوم...!!!

کمکم کن تا بیدار شوم...


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳
 

چشم هایم را به بیمارستان میبرم ...

نمیدانم چه مرگشان شده ....

هر شب در خواب

جایشان را خیس میکنند .............!!!!


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳
 

برای تو زندگی میکنم، به عشق تو زنده هستم، اگر نباشی دیگر نیستم تویی که بودنت به من همه چیز میدهد، هر جابروی دلم به دنبال تو میرود ...عشق تو، حضور تو، به من نفس میدهد هوای بودنت این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم، نه به انتظار شکستم، نه منتظر کسی دیگر هستم تو در قلبمی و تنها نیستی، تو مال منی و همه زندگی ام هستی


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳
 

وقتی دستت تو دست عشقته و آروم یه فشار کوچیک به دستت میده ...

بی تفاوت ازین فشار رد نشیا

داره باهات حرف میزنه

...

میگه دوست داره!

میگه هوات و داره!

میگه حواست به من باشه!

میگه حواسش بهت هس!

میگه تنها نیستیا!

میگه....

تو هم همینجور که دستت تو دستشه

آروم انگشت شصتت و بکش رو انگشتاش...


آره

یه وقتایی بی صدا و بی نگاه حرف بزنین


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳
 

اگر کسی با تمام مشکلات و دیوانه بازی هایت ترا بیشتر از خودش دوست داشت
اگر با چرخش مردمکان چشمت دانست که هوای دلت ابری است یا آفتابی
اگر بدون جبران محبتهایش به تو محبت کرد و عشق ورزید
اگر با دست بسته اش پُر غرور از یک دانه گندمش به تو گندمزار بخشید
اگر با بغض تو پنهان گریست و با تبسمت بلند خندید
اگر هزار بهانه بدستش دادی که با تو حداقل به ظاهر قهر کند و قهر نکرد
اگر خشم تو را از تو تفریق و خوبی ترا جمع و عشق ترا ضربدر هزار کرد
اگر با حوصله ترا نوشت و تو او را بی حوصله خواندی
و با تمام این اگرها
اگر هر روز دل نگران بخاطر خوبی هایش از تو عُذر خواهی کرد
او احمق نیست
او یک انسان ساده است که خدا برای امتحان لیاقتت برای تو فرستاده است


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۳
 

گاهی اوقات از نردبان بالا میری که دستای خدا را بگیری درحالی که خدا پایین نردبان رو گرفته که نیفتی...


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۳
 

خدایا
تو را چه کسی در آغوش می گیرد که اینگونه آرامی


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۳
 

 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۳
 

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی

و سپس شخص مناسبی را پیدا کنی

به این ترتیب وقتی او را یافتی، بهتر می ‌توانی شکرگزار باشی.



 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۳
 

یادته ازم پرسیدی اگه خدایه نکرده تو چیزیت بشه من چیکارمیکنم .

اون موقع خواستم ازت بپرسم اگه من اتفاقی واسم بی افته تو چیکار میکنیولی ترسیدم که ناراحت بشی

ولی حالا ازت میپرسم اگه من چیزیم بشه و .....توچیکارمیکنی؟

ناراحت نشی از سئوالم . تاحالا فکرشوکردی

 

 


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ تیر ۱۳٩۳
 

خستگی های یک مرد
درمانش آغوش یک زن است
                                 زنی که دوستش دارد.
                                                     یک آغوش واقعی
                                               یک آغوش گرم و مهربان...
                                                      یک آغوش زنانه...



 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ تیر ۱۳٩۳
 

به نظر من همان قدر که باید احساس زن رادرک کرد مرد را هم باید فهمید
همان قدر که زن عشق ابدی می خواهد مرد هم اطمینان می خواهد
همان قدر که بایدبی حوصلگی زن راطاقت آورد
بایدکلافگی های مرد را هم فهمید…


 
 
 
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳
 

امروز با شکوهترین روز هست روزی که آفریدگار تو را

به جهان هدیه داد

و من میترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد

به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیبایی

تولدت مبارک

 


 
 
← صفحه بعد