دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد
ای عشق از آتش اصل و نسب داری
از تیره ی دودی ، از دودمان باد
آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش ، در جان باد افتاد
هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاد
از خاک ما در باد ، بوی تو می آید
تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد

روحش شاد یادش گرامی

+ نوشته شده در شنبه ٤ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در شنبه ٤ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط علیرضا نظرات ()



آخرین نوشته توسط اینجانب دکترم .ر.منیری متخصص مغزواعصاب

اینجانب این پست را بااجازه خودم شخصا در این وبلاگ منتشر میکنم وبدینوسیله اعلام میدارم که صاحب این وبلاگ آقای علیرضا هیچ گونه خبری یا اطلاعی از انتشار این مطالب ندارن و فقط به خاطر سبک کردن خودم مایل به انتشار این مطالب می باشم

سرکار خانوم ش اینجانب تو این چند ساله به صورت جسته گریخته شاهد ماجرایه دوستی وزندگی شما با این آقا بوده ام ؛ همیشه هم این وبلاگو دنبال میکردم .

سرکارخانوم این مطالب نوشته های ذهنی وبرداشت شخصی من از شما میباشد که اینجا ثبت می کنم .

این آقا خیلی عاشق شمابوده وهست اما ظاهر عمر اینجور نشون میده که شما با احساسات ایشون بازی کردین وحالو روز این آقا علیرضائی که اینجوری افتاده مصوببش شمائید

خواهرم این عمل شما علاوه بر اینکه از لحاظ جوانمردی به دور می باشد از لحاظ انسانیتم به دور است

من تا به الان موارد زیادیو دیدم در این رابطه اما هیچ کدومشون طرف دوم بازی خیری از انجام کارشون ندیدن اینکه با احساسات کسی بازی کنید نشان دهنده بی هویتی شما می باشد؛ بنده دین وایمان درستی ندارم اما بهتون عرض می کنم که تمومه این رنجو عذابی که ایشون دارن تحمل میکنن یک روزی دامنتونو میگیره یا به فرزندتون منتقل میشود . من وقتی دفعه پیش این وبلاگو خوندم به ایشون متذکرشدم که جسارتا شما آدم بی قیدوبندی نسبت به قول و قرارتون هستین ولی ایشون بالحنی محکم به تمجیدو تعریف ودفاع از شمابرخاستن به طوری که از جلسه بعد حاظر به ادامه درمانشان نشدن و از آمدن و ادامه درمانشان سرباززدن  .

فقط این مطلبو عرض کنم که دعا کنید از روی این تخت صحیح و سالم بلند بشن منظورم زنده بمونن یا خدایه نکرده فلج وزمین گیرنشن  وگرنه عذاب وجدان ادامه حیاط و زندگی رو به شما نمیده من مریضایه زیادی دارم که گرفتار عذاب وجدان و اینجور اعمال شدن شدن . خداوند به ایشون رحم کنن همینطور به شما که ندونسته زندگیو شروع میکنین و اینجوری باعث بدبختی همدیگر میشوید و یک خانواده رو بیچاره میکنین . پدرو مادر این آقا آرومو قرارندارن .

در ضمن این عکس ایشونه

نوشته م .ر . منیری

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۳ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



علیرضا

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



عشق واقعی تو دل آدماست ذاتیه نه خریدنی .به هیچ وجهم نمیشه اونو بدست آورد

  مواظب عشقی باش که با هوس شروع میشه ؛ عشقی که با هوس شروع بشه با یه هوسم ازبین میره ؛ عشقی که با هوس و در اوج لحظه هات هوس درست میشه و روز به روز به واسطه اون بالا میره یه روز مثل سنگی میاد پائین و آدمو له میکنه

          نزار عشقت از الان مزه هوسو بگیره ؛ یه روزی به معنی حرفم میرسی

+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



قرارمون بودن در کنارهم بود

         قرارمون خندیدن در کنارهم بود

                   قرارمون زندگی در کنارهم نبود

اما همه رو تقسیم کردی باشه فقط یه شرطی داره

طبق قرارمون شادیایه زندگی واسه تو

                         غم و اندوهش واسه من

خوشبختیاش واسه تو

                                  بیچاره گیاش واسه من

عروسیش واسه تو

        ..........مال من

خیلی دوست دارم    مبارکت باشه  

هروقت خواستی بهم زنگ بزن به خدابه اسم شیوام قسم هروقت خواستی زنگ بزن کمکت میکنم   مدیونت میکنم اگه چیزی شد بهم نگی به اسمت قسم میدم یادت نره عزیزم

عاشق همیشگیت علیرضا نی نیه شیوا

 

+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



مطلب سمت راست زیر عکس وبلاگو همیشه به خاطر داشته باش

+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



هنوزم  داغ دیدنت به دلم موند مثل دفعه پیش که از پیشم رفتی

ازقبل از مشهدرفتنت رفتیو دیگه نیومدی گل نازنینم

دوست دارم به جون شیوام دوست دارم هر روز بیشتراز روز قبل هر لحظه بیشتر از لحظات قبل دیوونه وار دوست دارم مجنون وار دوست دارم.

دیگه آمپولایه ترامادول هم نمیتونه آرومم کنه....

+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



میگن اونائیکه واقعا عاشقن همیشه مظلوم واقع میشن همیشه باید بسوزنو بسازن

واسه همینه که تو آذریا هرکسی که این بلا سرش میاد بهش میگن عاشیق یه تار میگیرن دستشونو میشن بازگو کننده دلشون

بهت ثابت کردم که واقعا عاشقتم دوست دارم . بهت ثابت میکنم که واقعا فدات میشم .

شیوا نفسم هیچ کسی و نمیتونی تو دنیا پیدا کنی که تو رو انقدر دوست داشته باشه

کاش میفهمیدی وقتی میگم شیوا جان تمومه بدنم صدات میکنه کاش میفهمیدی که زندگیه علیرضات بودی و هستی همسرم

باشه گله نازو قشنگم من خوشبختیه تو رو می خوام خودم مهم نیستم چون خوشحالم که به آرزوم رسیدم آرزوم فداشدن برایه کسی بود که لیاقتشو داره من فدایه تو شدم چون لیاقتشو داریباشه گلم همیشه بخند خوشحال باش زندگی کن

شیوا جان همسرقشنگو نازم علیرضات بالاخره فدات شد دعاهاش مستجاب شد نازنینم خیلی خیلی دوست دارم متاسفانه بازم نتونستی متوجه بشی که چقدر دوست دارم نفسم

اگه روزی روزگاری تونستی یه حالیم از من شکسته دل بپرس که دنیاشو زندگیشو با عشق به شیواش عوض کرد

عشقی که یه طرفه بودو موند بی یارویاور

چشام همیشه منتظر میمونه شاید روزی برگردی به این دل شکستم امیدبدی

عاشقانه دوست دارم جوری که حتی خداهم از این عاشقی من به تو به وجدمیاد نه خدا بلکه تمومه دنیا

این افسانه عشق علیرضاست به شیواش که تا الان 2بار عرش خدارو لرزونده

این زندگی کسیه که تا الان دوبار به دوزخ رفته ولی هردوبارش به خاطر اشک شیواش برگشته

این افسانه مردیه که پایه قولش ایستاده پایه قولی که به شیواش داده ایستاده

اگه یه روزی برگشتی اگه دیدی زندگی بروفق مرادت نبود اگه دیدی زندگیت بامنته بیا یه نفر اینجاست که تا آخرین لحظه عمرش داره میگه شیوا مطمئن باش بی هیچ منتی بی هیچ زخمی تورو می پذیره ؛ تو رو همچنان که تو دلش جاداده رو چشماش میزاره

غلامیتو میکنه ؛ نوکریتو میکنه

نفسمی عزیزم عاشقتم زندگیم

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط علیرضا نظرات ()



بیا نفسم کسی منتظرت نیست

   بیا من محرمتم خجالت نکش بیا از مسافرت برگشتی پیشم همه چیو فراموش می کنیم

بیا بازم واسه همیشه خانومم باش همسرم باش بزار صبح تا شب قربون صدقه ات برم

فدات بشم

دیگه چی می خوای گلم بیا برگرد بیا برگرد پیشم بزار تا آخر عمرم نوکریتو بکنم

دیگه نمیدونم چی بگم شیوام بیا حاظرم واست ریزترین چیزی بشم که می خوای ولی بیا

دارم دق می کنم بیا التماس میکنم بیا دارم تموم میشم

+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



کاش میدونستی که چقدر دوست دارم

کاش میدونستی که روبندبند وجودم اسم تورو حک کردم

کاش میدونستی که زندگی بی شیوام یعنی دوزخ

                            به همون زیارتی که رفتی تو این چند وقتی که رفتی یه لبخندساده ام رو لبام نیومده ؛ تو این چند وقت خودمو دنیامو باختم

شیوام بزار بشم مرد زندگیت ؛ بزار بشم مونس تنهائیات بشم همدرد کهنسالیت

شیوایه من بزار فقط من بهت بگم همسر عزیزم ؛ بیا  بیا برگرد تو که میدونی کسی به غیر علیرضات چشم انتظارت نیست ؛ بیا قشنگم بیا برگرد نزار خاطرم تو دلت سرد بشه ؛ نزار فراموشت بشم

تو هیچ وقت فراموش علیرضات نمیشی . چون علیرضات خیلی دوست داره . هنوزم گرمایه دوست داشتنت تو دلم داره روز به روز بیشتر میشه بیا برگرد به آغوشم بزار جفتمون آروم بگیریم از این بی محبتی دنیا؛ ما دو تارو واسه هم ساختن ؛ فقط ما میتونیم همدیگه رو درک کنیم ؛ فقط ما میتونیم با هم زندگی کنیم خودتم میدونی

پس نزار که فراموش کنی منو ؛ میدونم که داری سعی میکنی فراموشم کنی ولی اینکارو نکن بیا گل نازم بیا دستام به دستات احتیاج داره ؛ بیا نازنینم نزار بیشتر از این دیگران ازت استفاده کنن ؛ بیا گلم بیا سر زندگیت بیا علیرضات محتاجته بیا که نوکریتو میکنم بیا گل نازم هیچی ازت نمی خوام ؛ فقط تو باش بالایه سرم انگار دنیارو دارم .

 

به همون امام حسین که رفتی زیارتش عشق و علاقه و محبت علیرضا به شیواش

مثال زندنی نیست

بیا گلم بیا همسرم بیا ناموسم برگرد ؛ بیا منت کسیو نکش که تو رو واسه لذت می خواد

بیا گلم امیدم برگرد پیشم

+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



جون علیرضات برگرد گل نازو قشنگم

  بیا هیچ کسی اندازه علیرضات خاطرتو نمیخواد گلم

           هیچ کسی به اندازه من فدات نمیشه قربون صدقت نمیره

                 هیچ کسی مثل من خودتو واسه خودت نمیخواد گل مهربونم

  بیا دلم واست خیلی خیلی تنگ شده   هزارتا هوارتا بیا

+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



سلام نفسم سلام زندگیم سلام دورت بگردم

نمیخوای برگردی پیش علیرضات

میدونم شاید لیاقتتو نداشته باشم ؛ شاید واست کم باشم

شاید خجالت میکشی که به  همه بگی من شوهرتم

ولی شیواجان با تمام معایبم خیلی دوست دارم ؛ بیا برگرد همه چیو فراموش میکنیم

به جون شیوام باهم دوباره زندگیو از نو شروع می کنیم با هم میسازیمش

بیا برگرد خودم نوکریتو میکنم

میدونی بدون تو  نه میتونم برم نه میتونم بمونم

دنیاشده واسم برزخ ؛

بیامنو ببخش برگرد سر زندگیت بیا باهم دوباره شروع میکنیم بیا به جون خودت اگه برگردی بهونه ای دارم که دردمو تحمل کنم برم بیمارستان خوب بشم

بیا گل نازو قشنگم بیا عزیز دلم ؛ دل علیرضات خیلی واست تنگ شده ؛ بیا برگرد بیا منو ببخش و برگرد نفسم ؛

میشم غلام حلقه بگوشت ؛ هر کاری بخوای در حد توانم برات انجام میدم فقط برگرد نفسم

گل قشنگم تو برگرد زندگیو به لطف خدا واست گلستان میکنم

توبرگرد خودم خانوادتو راضی میکنم اینو بهت قول میدم به جون خودت قول میدم انجامش بدم ؛اونا هم خوشبختیه تورو می خوان قانع میشن گلم

ازت خواهش میکنم التماس میکنم به پات می افتم منو ببخشو برگرد گلم نزار دیر بشه

من ازت خواهش میکنم همه چیو فراموش کن برگرد

شیوام دیگه طاقت ندارم ؛ دیگه نفسم بدون تو بالا نمیاد دیگه رنگ و رواز زندگیم رفته ؛ دیگه دلم بدون تو راضی به این زندگی نیست

بیا نورامیدم بیابرگرد خدا خودش همه چیو درست میکنه 2تائی کارمیکنیم همه چیو می سازیم میریم سر زندگیمون

همه چیو میشه با پول خرید یا با پول خیال خوشبختی کرد اما خوشبختی واقعی به دله عشق واقعیه

خودتم میدونی که چقدر دوست دارم بیا برگرد قول میدم به اسم قشنگت که هیچ  وقت نزارم گریه کنی بیا جون علیرضات برگرد

+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



+ نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()



هنوز عشق تو امید بخش جان من است
خوشا غمی که ازو شادی جهان من است
چه شکر گویمت ای هستی یگانه ی عشق
که سوز سینه ی خورشید در زبان من است
اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا
که همچنان به رهت چشم خون فشان من است

 

 

 

نوشته شده درتاریخ 15/10/1393

+ نوشته شده در جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ توسط علیرضا نظرات ()






سافت 90 - آتلیه عکاسی - کوچه قشقایی | علی شش - تزئینات داخلی - درگاه آنلاین - گسیختن